تبلیغات
آب و خاک - باغ تشنه ی مش محرم
یکشنبه 19 تیر 1390  10:26 ق.ظ

یکی بود یکی نبود یه ده بود کنار یه کوه بلند.زمستونا بالای کوه برف می اومد تابستون و بهار و پاییز هم بارون از دامنه های کوه چشمهای زلال جاری بودند وقتی که برفها آب می شدند قطره آب متولد می شدند قطره ها همه با هم دوست بودند و وقتی به هم می رسیدند و به هم می چسبیدند وقتی که به هم می چسبیدند زورشون بیشتر می شد حتی می تونستند کوه را با سرعت بیشتری پایین بیان.آب قصه ما وقتی که به ده می رسید یه هیکل قوی داشت.وارد خاک که می شد هر چی که باغبون کاشته بود آب می داد باغهای اطراف ده همه سرسبز بودن ولی یه باغ بود که از ده دور بود همه درختاش تشنه بود.صاحب باغ مش محرم بود.این آب ما خیلی افسرده می شد هر هفته که یه روز به باغ مش محرم می رفت وسطهای راه خسته می شد وقتی که به باغ می رسید دیگه زور نداشت آفتاب راه عرقشو در می اورد سنگهای وسط نهر آب بهش مشت می زدند خاکهای ته نهر آبشو می گرفتن می بردن زیر زمین.نهر پیر هم خودش نمی دونست یه جاهایی هم آب قصه ی مارو می برد یه جاهایی که راه باغ نبود.یه روز کلاغ ده فکری  زد به سرش فوری پرید ورفت پیش درخت تبریزی باغ مش محرم نشست رو آخرین شاخه اش و چند تا نوک زد درخته بیدار شد شروع کرد به قار قار کردن درخته دونست که اون چی میگه !میگفت که توی ده بالایی کانال کشیده جهاد کشاورزی کانال کشی لوله کشی استخر زدن آبیاری قطره ای باغهارو راه انداختن درخت تبریزی چشماشو بیشتر باز کرد از پشت ابره اون ده رودید.دید که درختای باغ مش قربون همه سیراب شدن از آب کوه درخته برگشت به گاو گفت گاو برگشت به سگ گفت وسگ توی فرصت خوب سر ظهر وقت استراحت مش محرم میو میو کنان رو به مش محرم همه چیز روتوضیح داد.راه و چاه رو نشون داد.گوسفندا هم همه نشسته بودن وبه حرفای سگ سر تکون میدادن.فردا صبح مش محرم رفت اداره ی جهاد درخواست داد.شماره داد....یه روز صبح که مش محرم مشغول شخم زمینش بود کارمندای اداره ی جهاد سر رسیدن. نقشه هارو آوردن.شکل کانال روهم نشون مش محرم دادن ....چند ماهی کار کردن.....حالا دیگه آب باغها با همون زوری که بیرون میاد از ته کوه با همون زور هم میرسه به باغ.درختا پنج برابر میوه میدن.ته باغ پر از گل شد .گاو وگوسفندا همش چاق شدن.مش محرم انگار چند سال جوان تر شده .با این کار مش قربون حوصله ی بیشتری داره .یه استخر زد وپرورش ماهی هم راه انداخت .یه گربه هم آورده تا مراقب ماهی ها باشه! پایین تر هم شروع به درخت کاری ویه باغ دیگه از درختای سیب اصلاح شده کرد. درختایی که هم قد مش محرم بود وسیبهاشم هم قرمز تر بودن وهم بزرگتر.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
آخرین پست ها

آبیاری تحت فشار..........دوشنبه 3 آبان 1395

فیلتر توری..........دوشنبه 3 آبان 1395

لیست قیمت ها..........دوشنبه 3 آبان 1395

فیلتر شن..........دوشنبه 3 آبان 1395

هیدروسیكلون..........دوشنبه 3 آبان 1395

تانک کود..........دوشنبه 3 آبان 1395

دفترچه طرح آبیاری موضعی - نمونه..........شنبه 1 آبان 1395

معرفی کتاب: آسیب شناسی پروژه های آبیاری تحت فشار..........جمعه 30 مهر 1395

Drip irrigation..........جمعه 30 مهر 1395

نقشه برداری..........پنجشنبه 11 شهریور 1395

کاریکاتور روز ..........سه شنبه 9 شهریور 1395

پاورپوینت آبیاری تحت فشار ..........سه شنبه 9 شهریور 1395

سیستمهای آبیاری تحت فشار..........سه شنبه 9 شهریور 1395

کمی با آبیاری تحت فشار .............سه شنبه 9 شهریور 1395

روشهای عمده بهره‌ برداری مصنوعی از آب زیرزمینی ..........سه شنبه 9 شهریور 1395

آمادگی همکاری..........یکشنبه 7 شهریور 1395

رزومه مهندسی شرکت ژیوار - بخش آب و خاک و فضای سبز..........جمعه 22 خرداد 1394

معرفی وب سایت همایش سازه های هوشمند..........جمعه 22 خرداد 1394

قهرمانی تیم تیراندازی با کمان سنتی هدف(پوتا) آذربایجان شرقی در جهان ..........جمعه 22 خرداد 1394

فروش استثنایی پنل پیام کوتاه..........شنبه 28 تیر 1393

همه پستها